تبارشناسی فرهنگ‌شهری بلخ با تمرکز بر نقش آیین‌ها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

10.22077/jcrl.2023.6760.1061

چکیده

تبارشناسی فرهنگ‌شهری بلخ، نوعی توصیفِ ذاتی و درونی از سیر تاریخی مادرشهر ­­­­­­(ام البلاد) خراسان است که با تکیه بر آثار و شواهد فارسی و عربی انجام شده است. این پژوهش درصدد شناخت هویت تاریخی بلخ با توجه به نقش ادیان است که برخی آن را مکۀ بلاد مشرق می­خوانند. در عبورِ بلخ از گذر تاریخ، دشوار بتوان شاهدی بهتر از نقش ادیان پیدا کرد که در هویت‌‌بخشی این شهر آن را در تکوین فرهنگ «خود» بر سر زبان «دیگران» انداخته باشد؛ لذا این مقاله کوشیده است از عوامل و مؤلفه‌های فراوانی چون: رشد اقتصادی، تحلیل متون ادبی، وضعیت اقلیمی، دگرگونی‌های سیاسی و جامعه‌شناختی، به تحلیل نقش ادیان در فرهنگ‌شهری بلخ بپردازد. رویکرد تبارشناسانۀ فوکو، روش‌ مناسبی برای خوانش تاریخ مورد نظر ما در بلخ تا گسترش اسلام در سراسر خراسان است. این رویکرد اجازه می‌دهد تبارشناسی فرهنگ‌شهری بلخ، در ارتباط با ادبیات، تاریخ و ادیان بررسی شود و نشان دهد که چگونه دین توانسته است افق فکری، بنیاد معرفتی و یگانگی هویتی اقوام ساکن در بلخ را بدون گسست رقم زند. بررسی­ها حاکی از آن است که دین اسلام به‌عنوان دین غالب‌ در فرهنگ‌شهری بلخ نقشِ بسزا داشته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Genealogy of Urban Culture of Balkh with an Emphasis on the Role of Zoroastrianism, Buddhism and Islam

نویسندگان [English]

  • Effat neghabi
  • Rohullah Bahramyan
Persian department Khurazmi University
چکیده [English]

 
Abstract
Genealogy of Balkh urban culture is in fact a description of the historical course of the metropolis of Khorasan, conducted based on Persian and Arabic works and evidence. This research tries to understand the historical identity of Balkh, which is called the Mecca of Eastern cities, via focusing on the role of religions. In the passing of Balkh through the passage of history, it is difficult to find a better witness than the role of religions, which have established its identity. For this purpose, this article has tried to analyze the role of religions in the urban culture of Balkh by focusing on economic growth, analysis of literary texts, climatic conditions, and political and sociological transformations. Foucault’s genealogical approach is an appropriate model to read our intended history in Balkh to the spread of Islam throughout Khorasan. This approach allows the genealogy of Balkh’s urban culture to be studied in relation to literature, history and religions, in order to determine the role of religions and rituals through genealogical knowledge and know how religion has been able to shape the intellectual horizon, epistemological foundation and unity of identity of the tribes living in Balkh. At the end of the article, it becomes evident that Islam, as the most dominant religion, has played a significant role in the urban culture of Balkh.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Balkh
  • Urban Culture
  • Genealogy
  • Role of Religions
  • Identity
آشتیانی، جلال‌الدین. (1374). زرتشت، مزدیسنا و حکومت. تهران: شرکت سهامی انتشار.
اکبری، محمدعلی. (1394). تبارشناسی هویت جدید ایرانی. تهران: علمی و فرهنگی.
انوری، اوحد الدین محمد بن محمد. (1364). دیوان اشعار. به کوشش سعید نفیسی. تهران: پیروز.
بارتولد، وایسلی. (1352). ترکستان­نامه. ترجمۀ کریم کشاورز. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
بامداد صوفی، جهانیار؛ دهقانیان، حامد؛ ناصری‌فر، وحید. (زمستان 1397). «عوامل مؤثر در مدیریت عملکرد». علمی مطالعات مدیریت راهبردی. ش36. صـص 123-113.
بلخی، میرویس. (1400). تاریخ خاندان هرثمۀ بلخی. کابل: امیری.
بلعمی، ابوعلی محمد. (1337). ترجمۀ تاریخ طبری. به اهتمام محمدجواد مشکور. تهران: حیدری.
جوینی، عطاملک بن محمد. (1392). تاریخ جهانگشای جوینی. حبیب‌الله عباسی و ایرج مهرکی. تهران: زوار.
خلیق، صالح محمد. (1387). تاریخ ادبیات بلخ. از کهن‌ترین روزگاران تا قرن بیست ویکم. بلخ: انجمن نویسندگان.
دقیقی، محمد بن احمد. (1342). دیوان دقیقی. گردآورنده محمد دبیر سیاقی. تهران: موسسه مطبوعاتی علمی.
رحمانی، امیر و قربانخانف، محسن. (1391). «بررسی تاریخ و تمدن شهرهای خراسان بزرگ»(نمونۀ موردی سمرقند، هرات، بلخ و مرو). فصلنامۀ علمی- پژوهشی خراسان بزرگ. س3.  ش9. صـص 11- 12.
رحیملو، یوسف. (اسفند 1396). «نگاهی به مسئله تبار در خاندان‌های پادشاهی ایران». جستارهای نوین ادبی. د23. صـص 594-611.
زند، میخایل. ای. (2536). نور و ظلمت در تاریخ ادبیات ایران. ترجمۀ اسدپور پیرانفر. تهران: پیام.
شعبانی، امامعلی. (زمستان 1391). «نسب و نسب‌سازی در تاریخ میانۀ ایران». مطالعات تاریخ فرهنگی. س4. ش14. صـص 21-52.
صفی‌الدین بلخی، ابوبکر عبدالله بن داود واعظ. (1350). فضایل بلخ. ترجمۀ عبدالله محمد بن محمد بن حسین حسینی بلخی. تعلیقات وتحشیه عبدالحی حبیبی. تهران: داورپناه.
خاقانی شروانی، افضل الدین بدیل بن علی. (1357). دیوان خاقانی شروانی. به تصحیح علی عبدالرسولی. تهران: مروی.
 فردوسی، ابوالقاسم. (1361). شاهنامۀ فردوسی. به تصحیح ژول مول. تهران: میلاد.
فریدنی مشایخ، آذرمیدخت. (1376). بلخ کهن­ترین شهر ایرانی آسیای مرکزی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
فوکو، میشل. (1380). نظم گفتار. ترجمۀ باقر پرهام. تهران: آگه.
مرکیور، ژوزه گیلیرمه. (1389). میشل فوکو (نقد و نظر پیرامون باستان‌شناسی). ترجمۀ نازی عظیما. تهران: کارنامه.
مفتاح، الهامه. (1376). جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات آن. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
میرعابدینی، سید ابوطالب. (1371). بلخ در تاریخ و ادب فارسی. تهران: صدوق.
ندیم، مصطفی و مینا صفا. (1395). «گفتمان تبارشناسی آلِ سامان در روایت بلعمی». جستارهای تاریخی. س7. ش1. صص 139- 160.
النرشخی، ابوبکرمحمد بن جعفر. (1362). تاریخ بخارا. تصحیح مدرس رضوی. تهران: توس.
نظامی گنجوی، الیاس. (1376). خسرو و شیرین. به کوشش سعید حمیدیان. تهران: قطره.
یاقوت حموی، شهاب‌الدین ابی‌عبدالله. (1374ق/ 1955 م). معجم البلدان. المجلد الاول. لبنان: بیروت.
یمین، محمدحسین. (1386). تاریخچۀ زبان پارسی دری. کابل: میوند.
Rtveladze, E. <On the Historical Geography of Bactria Tokharistan>.silk Road Art -and Archaeology. 1990. PP. 1-33